مؤلف مجهول
68
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
بخراسان گردانيد نايبان خود را بر آنجا گماشت اندر ربيع الآخر سنهء اربع عشر و خمسمايه « 1 » برادر سلطان محمود ، ملك مسعود از شام با لشكر گران خروج كرد . اتابك اونبه لشكركش او بوذ . بهمدان آمذ با سلطان محمود [ گ 12 آ ] مصاف داذ . اول لشكر محمود بذدلى كردند . آخر مسعود را شكستند . او را گرفتند با وزير ابو اسماعيل حسن بن محمّد نزد محمود آوردند وزير را گردن زدند . بعد از سه روز اتابك اونبه به خدمت سلطان محمود آمذ سلطان امان داذ سپاه سالارى به او داد . بعد از ماه رمضان به غزا [ ى ] گرجستان مىرفت در راه او را سياست فرموذ در ذى القعده سنه ثلاث عشر و خمسمايه « 2 » سلطان سنجر از خراسان حركت كرد بعراق آمذ [ به ] مطالعت احوال عراق ، سلطان محمود برابر رفت . روزى چند دو سلطان بهم بودند . سلطان سنجر باز بخراسان رفت روز پنجشنبه شانزدهم شوال خمس و عشر و خمسمايه « 3 » سلطان محمود از دنيا بدر رفت . پسر خوذ سلطان داود را پيش از دو سال ولى عهد خود كرده بوذ در احوال اندر زمان خليفه مسترشد بوذ [ و ] داود بجاى او بر تخت قرار كرد . سلطنت غياث الدين ابو الفتح داود بن محمود بن محمد سلطان داود در حضانت احمديلى « 4 » بود و مدبر ، قوام الدّين ابو القاسم ناصر بن على
--> ( 1 ) . 514 . ( 2 ) . 513 . ( 3 ) . 515 . ( 4 ) . اصل : احمدبكى ؛ آق سنقر احمديلى از اميران بزرگ سلجوقى در مراغه و آذربايجان . مينورسكى او را در زمرهء غلامان امير احمديل بن ابراهيم بن وهسودان روادى كردى امير مراغه برشمرده است كه پس از مرگ امير ، مراغه به اقطاع به او سپرده شد . كسروى آق سنقر را پسر احمديل مىداند . نخستين آگاهى دربارهء او مربوط به سال 516 ه . ق برمىگردد . او در اين هنگام نزد سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه در بغداد بود و علت اين امر مخالفت طغرل با سلطان محمود بود . چرا كه آقسنقر از طرفداران سلطان محمود بود و با چيرگى طغرل بر آذربايجان به ناچار از اقطاع خود دور افتاد . اما با تسليم شدن طغرل و اطاعت از سلطان محمود او بار ديگر به مراغه رفت . و در اين هنگام طغرل را عليه محمود شوراند اما